این مطلب رو تو چند وبلاگ دیدم من کپی کردم منبع اولیه رو هم نتونستم پیدا کنم
جام جم: این روزها اگر پروژههای سینمایی به دنبال یافتن بازیگر مناسبی برای نقش اول خود باشند، بازیگری که قدی بلند، چشمانی عسلی و میان مخاطبان سینما محبوبیت داشته باشد و به نوعی جزو بازیگران بفروش به شمار رود، نمیتوانند به سراغ محمدرضا گلزار بروند چرا که طبق آخرین خبرها این بازیگر سینمای ایران ممنوعالتصویر شده است.
محمدرضا گلزار از بازیگرانی است که در سینمای ایران خیلی زود به اوج شهرت و محبوبیت رسید. او سال گذشته حضور فعالی در فضای رسانهای کشور داشته است. مصاحبههای مختلف در یک سال گذشته نام این بازیگر را بر سر زبانها انداخت . حالا با مسائلی که پیش آمده ظاهرا دستاندرکاران سینمای ایران و علاقهمندان این بازیگر باید حداقل تا پایان سال 87 صبر کنند.
روز گذشته بعد از انتشار این خبر، خبرنگار ما در تماس با یک مقام مسوول و مطلع که مسوول رسیدگی به چنین مواردی است علت ممنوعالتصویر شدن این بازیگر را جویا شد. یکی از مسوولان این اداره که مایل به بیان نام خود نبود ابتدا با زیرکی مساله را نفی اما بر این نکته تاکید کرد که هیچ پروژهای حق استفاده از این بازیگر را بدون اجازه کتبی و رسمی این اداره ندارد و البته پروژههایی نیز که تاکنون چنین درخواستی داشتهاند، با پاسخ منفی این اداره کل مواجه شدهاند. حتی وقتی خبرنگار ما این پرسش را مطرح کرد که آیا پروژههایی که در 6 ماه آینده آماده نمایش میشوند امکان استفاده از این بازیگر را دارند یا خیر، با این پاسخ مواجه شد که تا اطلاع ثانوی هیچ پروژهای حق استفاده از این بازیگر را ندارد و در این زمینه ملاک زمان حال است نه آیندهای که شاید در آن این ممنوعیت رفع شود.
این مسوول نیز به این مساله اشاره کرد که علت ممنوعالتصویر شدن این بازیگر، پرونده شکایتی است که از اومطرح است اما تحت هیچ شرایطی حاضر به ارائه اطلاعات دیگری نشد.شنیده میشود ممنوعالتصویر شدن تا پایان امسال ادامه خواهد داشت. درباره علت آن نیز خبرنگار ما روز گذشته جستجوی فراوانی کرد و به چند روایت مختلف رسید؛ برخی آگاهان معتقدند احتمالا او به دلیل اختلاف با یک فیلمساز، با شکایت او در اداره کل نظارت مواجه شده است. گلزار سال گذشته بعد از عقد قرارداد برای ایفای نقش در فیلم این کارگردان به دلایلی از حضور در این فیلم سر باز زد و فیلم با تاخیری حدودا 7 ماهه ساخته شد. طبق شنیدهها گلزار برای ایفای نقش در این فیلم دستمزد بسیار بالایی درخواست کرده بود که این مساله بازتابهای منفی فراوانی نیز به دنبال داشت.
اما از سوی دیگر گفته می شود علت ممنوعالتصویر شدن، اخراج وی از کشور امارات به دنبال درگیری با پلیس امارات است. شنیده میشود گلزار در یکی از سفرهای خود به دبی، با پلیس این شهر درگیر میشود و کار به کتککاری میکشد و او به دلیل کتک زدن پلیس از دبی اخراج میشود.
شما عزیزان میتونید با سر زدن به وبلاگ خودتون از آخرین اخبار روزانه آگاه بشید
اما پس از چند روز امروز میخوام درباره یه ،مطلب براتون بنویسم
در ابتدا میخوام مطلب را تا آخر بخونید،بدون تعصب و خدای ناکرده توهین به فردی نظرتون رو بگید
بهبهان در ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی دارای نمایندگانی از خود شهرستان بود بجز سه دوره ی اخیر که آقای شجاعپوریان و آقای موحد نماینده شهرستان شدند.
تا اینکه ۸ سال پیش عوامل مختلفی دست به دست(تکثر کاندیدا از شهرستان،نبود چهره ای تحصیلکرده و محبوب میان نامزدها و مهمترین عامل نفوذ دولت وقت ،دولت جناب آقای سید محمد خاتمی رئیس جمهور محبوب آن زمان در دل مردم و حمایت دولت از آقای شجاعپوریان) هم داد تا برای اولین بارنماینده ای از نسل قوم لر از شهرستان بهبهان به مجلس برود.
در همان ایام بسیاری از مردم از پیروزی آقای شجاعپوریان ناراحت و افسرده بودند و به نوعی سقوط امپراتوری بهبهان رو باور داشتند و دسته ای دیگر نه تنها چنین فکر و خیالی نداشتند بلکه از این پیروزی به عنوان یک تحولی عظیم در شهرستان نام میبردند.کم کم مردم شاهد ظهور بیشتر اقوام لر بودند.
اما برخی از وقایع اتفاق افتاده در زمان نمایندگی آقای شجاعپوریان:
در کارهای عمرانی ایشان ،بنده تنها پروژه فاز ۲ بیدبلند را بعنوان یک شاخص بزرگ یافتم هر چند ایشان در کارهای عمرانی دیگر در شهرستان هم نقشهایی ایفا نمودند اما تنها فاز۲ بیدبلند از نظر استرتژیکی در شهرستان مطرح هست و در همینجا هم از ایشان به دلیل تلاش در راستای تحقق این طرح تشکر مینمایم.
اما در زمان نمایندگی ایشان در شهرمان اتفاقاتی تلخ رخ داد از جمله :کشته شدن فرزند خانواده صحراگرد،ناامنی های بسیار در یکی از مناطق تفریحی بهبهان (منطقه شیرعلی)،کشته شدن فرزند خانواده رئیس پور و قطع نخاع دوستش و در آخر سیاهترین نقطه تاریخ بهبهان در تمام ادوار تاریخی این شهرستان که مربوط به تجاوز یک فرد ساکن دهدشت به نوامیس مردم آنهم به زور اسلحه و در ساعتی از روز که مرد خانه سر کار حضور داشت.نقطه زجر آور این حادثه آنجا بود که در برخی از تجاوزها فرزند کوچک خانواده شاهد تجاوز به مادر خود بود.
اما جناب نماینده در این موارد نتوانست که حق مردم شهرستان خود را از مراجع قانونی بگیردو بیش از انکه در فکر حقوق مردم باشد مشغول بازیهای سیاسی جناح خود با جناح مخالف بود. آری اقای شجاعپوریان برای حزب دوم خرداد کم نگذاشت ویدئوهای ایشان در نقد و انتقاد از دولت احمدی نژاد در موبایل های همه ما هست و بحق با شهامت ترین منتقد دولت نهم بود اما آیا این همه مبارزه برای حزب خود برای مردم شهرستان چه فایده ای داشت ؟تنها پروژه ای که ایشان توانست مجوز آن را هم بگیرد به بن بست خورد . ایشان حتی نتوانست قاتلین مردم شهرستان خود را به دست روئسای دستگاه قضا بسپارد تا با مجازات آنها هیچ موجود دیگری فکر این گونه جنایات نیفتد در این میان هم همواره یک صحبت تمام شهر را فرا میگرفت که موحد دنبال کار متهمان هست . اما ما مردم هیچگاه از خودمان نپرسیدیم چرا نماینده یک شهر دیگر میتواند دنبال آزادی متهمان باشد اما نماینده شهر ما دنبال مجازات آنها نباشد؟براستی چرا؟ مگر اینکه تنها جواب این سوال میتواند این باشد که زور موحد از قدرت دکتر بیشتر بود
دکتر حتی در عرصه دانشگاه آزاد هم کارنامه موفقی ارائه نکرد. دانشگاه امیدیه میتوانست رئیسی بهبهانی داشته باشد اما خود شهرستان اجازه داشتن رئیس بومی محروم بود.حتی رشد رشته های فنی مهندسی در این دانشگاه را میتوان چیزی در حدود صفر بیان کرد و تنها رشته های مهندسی بهبهان به دو رشته کامپیوتر و عمران بر میگشت. ایشان حتی نتوانست شرکت نفت و گاز بهبهان راه راه اندازی کند.در آخر هم با بیان انتقادی که از طرف دوستان خود دکتر بر ایشان وارد میشود این بخش را به پایان میرسانم و آنهم ماجرای انتخابات اخیر هست که انها معتقد بودند دکتر با اعلام حمایت خود از نماینده مورد نظر آنها که به تعریفی از حمایت نصفه و نیمه جناح چپ یرخوردار بود (با توجه به حضورآقای آرمین و دفاع از ایشان) میتوانست باعث پیروزی آقای فقهی بشود ودر واقع دکتر با عدم اعلام حمایت خود باعث پیروزی موحد شد و این کار او به نحوی نمک خوردن و نمک دان شکستان را برای انها تداعی کرد(به نظر من به شخصه در آن زمان انجام اینکار برای هر فرد دیگری بسیار سخت و گران میتوانست تمام شود) اما انها معتقد بودند اگر دکتر واقعا بهبهان را دوست میداشت باید خود را قربانی میکرد همانگونه که آنها ۸سال پیش در مقابل شهر ایستادند تا یک شخص از قوم لر نماینده بهبهان بشود. اینها نمونه ای از اتفاقات زمان نمایندگی دکتر بود که در شهرمان اتفاق افتاد.
اما آقای موحد
ایشان در ایام بچگی درس حوزه را در بهبهان گزرانده و دارای قدرت مناسبی در دستگاه حکومتی کشور ماست. اما طبق شایعات و شنیده ها ایشان دارای ارتباط با باندهای خلاف هست چیزی که تا الان به اثبات نرسیده و هیچگونه مدرکی درباره وی موجود نیست.یکی از ایرادهای دیگر انجام کارها به زور پول هست که تا سبیل را چرب نکنی کاری پیش نمیرود که متاسفانه این هم بر اساس شایعات بیان میشود در کل درباره ی ایشان سخنها بسیار هست اما هیچ کس هیچ مدرکی علیه او ندارد.
از دیگر مواهب ایشان هم قدرت مافوق بشری ایشان است به نحوی که حتی چند سال پیش در مسیجها هم قدرت ایشان سوژه روز بود (مسیج معروف که صدام رو سر مرز گرفتند گفتن کجا میری؟ گفته میخوام برم پیش موحد تا کارم رو درست کنه)اما اینها دلیل بر این نیست که موحد میتواند نماینده شهر ما بشود.بهبهان مهد علم،مذهب و فرهنگ است چیزهایی که در ظاهر در آقای موحد نمیبینیم ایشان نه تحصیلات عالیه معتبر دارند نه پایبند به مذهب هستند و نه چندان با فرهنگ آشنا می باشند.اما حال که به اجبار باید به نمایندگی ایشان تن در دهیم بهتر است از قدرت ایشان در اعتلای شهرمان استفاده کنیم .این ایامی که شهرمان در غم و ماتم از دست رفتن برادر خود است وبه گمان ما مردم این کار شاید توسط دوستداران موحد باشد بهتر است تا مشخص شدن مجرم آن علیه شخصی شعار ندهیم ولی این به این معنا نیست که از خون خواهی خون برادرمان بگزریم شاید بنویسید برو ترسو وطن فروش. اما ما طبق احکام دینیمان مجبوریم تا مجرم مشخص نیست کسی را متهم نکنیم .الان باز دسته قبلی قدرت در شهر سعی دارند با جهت دادن مردم و ایجاد تنش میان آنها و نماینده فعلی، خود در آرامش از آب گل آلودشده ماهی بگیرند. نتیجه:
من به شخصه میگم که بهتر است بجای تخریب بیهوده موحد از این فرد با نفوذ در پیشرفت شهرمان استفاده کنیم مطمئنا تخریب او هیچ سودی برای شهر ندارد چون او شخصی نیست که با این صحبتها عقب نشینی کنه .اگر از نماینده لر بدمون میاد که شجاعپوریان هم لر بود تازه برش و قدرت موحد از تمام نماینده های گذشته شهرمون بیشتره. میدونم که برامون چقدر سخته به همچین شخصی بگیم نماینده اما از قدیم گفتن: شاید عدو شود سبب خیر
منتظر نظرات شما هستیم.یا علی

تو خبرها خوندم که حاج حسین رضا زاده از طرف تاماش آیان رسما به عنوان مهمان ویژه در المپیک
دعوت شده
حالا من میگم حسین جون نرو اگه بری ، مطمئن باش حتی تو توالت هم ازمایشگاه میزارن و با ازمایش میفهمند که جنابعالی چه گندی زدی
دیگه اونجا هم پزشک چیزی نیست که بگن واسه سلامتی جهان پهلوان و این جور مسائل
خلاصه اره داداش تو این زمونه که حاج محمود خودش داره ما رو سوژه خنده جهان میکنه تو دیگه نکن
بزار همین ذره آبرو و شخصیتت(بقول سیروس در سریال ۳*۴پسر یه خورده شخصیت داشته باش)
برا ما مردم و خودت بمونه
دیروز که تو وبلاگها و سایتهای شهرمون میگشتم
مشاهده کردم که جمیعا محافظه کار هستن
همه مودونیم که استاد رو شهید کردن اما میترسیم بنویسیم
نوشتیم :(مرگ مشکوک)
اخه مرگ هم مشکوک داره؟چرا می ترسید بنویسید کشتنش؟
ادمی که تو شهرش محبوب هست با کسی کوچکترین خورده حسابی نداره بجز
جناب آقا(شاید بدونید اما نزدیکای نماینده عزیزمون به ایشون میگن آقا)
چجوری میشه که مرگش مشکوک میشه؟
شماها که دارید مبارزه میکنید برا نفت و گاز چجوری از شهادت یه برادر خودتون ساده رد میشید
من که مینویسم و مینویسم و مینویسم..........................
که اقای گله دارزاده رو شهید کردن
تنها و تنها به خاطر بیان حقایقی که تو کل شهر ما هیچ کس تخم (الان نیاید گیر بدیدد چرا حرف زشت میزنی) بیان اونو نداشت
پس نزارید خون ایشون به باد بره امیدوارم که تو مراسم تدفین این بزرگوار بجای نوحه برا اباعبدالله و اصحاب بزرگوارش
یه مرد میکروفن رو بگیره و با مردم صحبت کنه به مردم بگه خون ریخته گله دار رو فراموش نکنید بجنگید تا پیروز بشید نترسید از دستگاهای حکومتی
نتیجه ترس چیزی جز ذلت و خواری نیست
چند سال پیش محل کاروانسرا وقتی میخواستن شب عاشورا از محلشون حرکت کنند یه شعار خوب داشتن و اونم همین بود
فریاد از ظلم یزید ......................
اری من هم میگم فریاد از ظلم یزید................
یا علی
بازگشت همه بسوی اوست
کربلا یعنی عطش یعنی که آه سینه سوز
ناله زینب که مادر کی به دادم میرسی ،کی به دادم میرسی
اری محرم امسال را باید بدون صدای اعجاز کننده آقای گله دارزاده بگزرانیم
چه نوحه هایی که در مظلومیت اباعبدالله خواند از رنج اسارت دختر سه ساله گفت
اما حالا چه
چه کسی در مظلومیت او نوحه می خواند،از غم و غصه دختر بچه اش کی می نالد
چه کسی درباره شهادت او تحقیق میکند
اصلا کسی جرات این کار را دارد ......نه.....نه .......
این پرونده هم دو ،سه روز دیگر بسته می شود و به بایگانی میرود
قاتل او هم میچرخد و به غیرت مردمان این شهر میخندد
اربابان او هم سرمست از یک پیروزی دیگر بر خفتگان شهر او را شادباش می دهند
بیایید یکبار کاری زینبی بکنیم
اری مگر نمی گویند:
کربلا در کربلا می ماند، گر زینب نبود
بیایید بنویسیم و بنویسیم تا رسوا شوند
یاد شعر دوم خردادی ها افتادم:
همرا شو ای عزیز
کین درد مشترک تنها ،تنها درمان نمی شود
یا علی
من امروز تصمیم گرفتم یه وبلاگ بزنم
در این وبلاگ هم میخوام بشینیم جنگ کنیم
با مسئولین شهرمون با همشهری های به خواب رفته
با این سردمداران ایران کبیر که دارن این مملکت رو به نابودی میکشن
با نماینده عزیز شهرمون
کسی که امروز داریم تاوان اشتباه چند سرمایه دار گردن کلفت شهرمون درباره حضور پر برکت ایشون
رو به قیمت شهید شدن یه معلم ،یه پدر، یه رفیق دادیم
باشد تا شاید مردم خفته از خواب بیدار شدن
..............
خواهشا از امروز استاد گله دارزاده رو شهید بخونید
